محمد شريف خان دهلوى

12

تأليف شريفى ( فارسى )

باد و بلغم و جذام و جرب و زهرمار و دماميل و بثور و بيمارى سپرز گوله و بواسير و امراض جگر و استسقاء و كرم شكم و درخت آك را كه گل سفيد داشته باشد اگر او را بيايد رشته بر شاخ او بندد و الا بار بگيرد و هرگاه در روز يكشنبه پكهه نكشتر واقع شود گل زيتون در زير آن درخت نهد و حلوان ذبح كند و قدرى پخته نيز نهد پس برگ و شاخ و پوست و تنه و بارش بستاند و در سايه خشك كرده بسايد نيز دو سه هفته آن را با شير گاو دو دو مثقال بخورد غذا شير و برنج كند ضعف و ناتوانى و پيرى ببرد و جوانى آرد و هر كه او را بيند مطيعش گردد و اگر يك ماه بخورد عمرش دراز شود و قوى گردد و اگر از بيخ او مهره ساخته بر بازو بندد از آسيب جن و پرى و سحر و تپ دايمى در امان باشد و اگر زنى بيخ او را با بول خود سائيده در فرج شياف كند شوهرش مطيع گردد و از بيخش مهره كرده به شيرى كه از شاخش برآيد سرشته بر كمر بندد و مجامعت نمايد در بطوء انزال اثرى تمام دارد و هر زنى كه بيخش يك مثقال به آب بهنگره بخورد باكره گردد و بيخش با خون بز و مسكه گاو آميخته در چشم كشند تيزى نظر افزايد و در دهنترى آورده كه شير آن هر دو قسم زهرست و اسهال بغايت سخت آورد و بسيار گرم است و آنچه بتجربه آمده است اينست كه برگ محلل اورام‌اند و شير او مفرح است و بثور و دملها را بتحليل و تفجير نافع بود و اگر شير به چشم برسد باعث ورم و خارش و قرح آنست آل بمد همزه و سكون لام اسم مجيتهه است صاحب دار اشكوهى همچنين نوشته و نيز بعض اعزه چنين گفته‌اند ليكن حقير هر دو را ملاحظه نموده مجيتهه يعنى فوه چوب باريك مىشود و آل تيره رنگ مائل بزردى چوب باريك آدت بهكت بمد همزه و كسر دال مهمله و تشديد تاء و فتح باء موحده و خفاء هاء و فتح كاف و سكون تاء فوقانى ترجمه او آفتاب پرست نام گلى است سورج مكهى نيز گويند درختش در طولانى مثل قد آدم و برگش مثلث و گلش مدور زرد طلائى و رنگهاى ديگر هم در ميان دارد و كنگره دارد گويند هر طرف كه آفتاب مىگردد به همان طرف او مىگردد دو قسم نوشته‌اند خورد و بزرگ هر دو